لحظه های ناب مدرسه ی ما

Bando . نوشته شده در دسته‌بندی نشده 41 نظرات 6

بوی روزهای اول می دهند این روزها. بوی شلوار خاکستری رنگ روزهای مدرسه! بوی خوش لحظه های بستن بندهای کفشم در اول صبح. همان روزهایی که دار و ندارت کتابهایت بودند و بس! مشق های شبت بودند و بس! و کابوسهای شبانه ی شبهایی که مشق شبت دیر می شد! فردایش قیامت تکراری بود. قیامتی که معلم قاضیش بود و چند نفری هم تماشاچی بودند و هم محکوم! 

همان لحظه های صف گرفتن جلوی چهره ی پیر همان ساختمان قدیمی کلاس های درس! چه خوش بودند ..

چه خوش بودند شلوغی های من و تو ! 

یادت می آید آن درختان قد علم کرده در حیاط ؟! آن حیاط خاکی که صبح به صبح آبش می دادیم خشک نشود ؟! می دانی اگر خشک می شد دیگر جای بازی نبود! 

راستی چقدر آن ماشین دلفینی رنگ  تغذیه را یادت است؟!

چهارشنبه ها !! 

یاد ایام مدرسه بخیر !

بازتاب از سایت

نظرات (6)

  • سوده

    |

    سلام خوبی؟
    اره مدارس باز میشن و بازم خاطرات دانش اموزی تجدید میشه
    میدونی اولین بار که بعنوان یه معلم وارد کلاس شدم و برای اولین بار پشت میز معلم نشستم خجالت کشیدم دلم میخواست پاشم برم پشت نیمکت بچه ها بشینم!
    خوبه که من از مدرسه جدا نشدم

    پاسخ

  • شیدا(مرزپرگهر)

    |

    درود.
    روزهای آخرشهریور یک حس دوگانه ای وجود داره،هم ناراحت که تعطیلات تموم میشه وهم خوشحال که مدرسه ها بازمیشن ودوستان رومجددا میتونی ببینی! من از مهرماه واول مهر خاطره خوب اصلا ندارم وبرای من پراز دلتنگیه.

    پاسخ

  • شیدا(مرزپرگهر)

    |

    درود.
    نیارزد آب شور دریا به آنکه دل دوستی را برنجانی!!!؟نوشته ای از جناب سبز،منتظر حضور وسوالاتتان پیرامون بحث ( تقسیم حقوقی دریای خزر) هستیم.


    سلام. میام به امید خدا .. ممنون از نظرت

    پاسخ

  • جاسم

    |

    سلام منتظرم حضور پر مهرت در وبلاگم هستم
    آپــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم

    پاسخ

  • پارسیان

    |

    درود بر شما!
    یاد ایام مدرسه بخیر …!
    سبز باشید و پایدار …!

    پاسخ

  • آزادی قلم(ناخدا)

    |

    سلام بسیار زیبا وصف کردی اول مهر را ….

    بوی کتاب همیشه برایم خوش آیند بود.بویی سرشار از تازگی و طراوت .لباس هایی که به تنم گشادی می کرد ولی همچنان مایل به پوشیدن و پز دادن با آنها بودم …چه شیرین بود بی ریا بودنمان سادگیمان کاش همیشه کودک می ماندیم …

    پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

روستای بندو در جنوب کشور و در استان بوشهر و هم مرز با استان هرمزگان واقع شده است. جمعیت این روستا بیش از 700 نفر می باشد که همه ی ساکنین آن به زبان عربی صحبت می کنند.
این سایت برای معرفی داشته های روستا و شهرستان عسلویه ، انتشار اخبار و فعالیت های جوانان این منطقه راه اندازی شده است.
از افتخارات سایت به کسب رتبه برتر در جشنواره ملی جوان ایرانی می توان اشاره کرد.