اینجا بارون باریده !

Bando . نوشته شده در دسته‌بندی نشده 57 نظرات 14

در هیاهوی بادهای پاییزی آنور ناکجا آباد دور تکه ابرهایی کودکی خود را نوازش می دادند. خنده کنان کنارهم راه می رفتند. زیر پایشان گاوهای زیادی می چریدند.. کشاورز پیری به مزرعه ی ذرت خودش سر میزد. کلاغ ها روی سیمهای برق خانه ی روستایی خاطره تعریف می کردند! بزی راه می رفت و دلش خوش بود به علف های آنور تپه..

ابرها همچنان راه می رفتند..

از آن بالاها جنگ خونین دو خروس کنار یک پیرزن سالخورده دیده می شد که با آمدن کودک خردسالی پایان می یابد. قورباغه ای به آسمان خیره شده بود کنار برکه ی گل آلودگی زندگی می کرد.یک راننده با ماشین تویوتا درحال رانندگی در جاده ای خلوت و داز بود. پیرمردی درحسرت باران به ابرها نگاه می کرد و زیر لب دعا می کرد.

ابرها همچنان از شهری به شهر دیگر و از روستایی به روستای دیگر سرگردان بودند.

زیر پایشان بزرگترین شهر دنیا را دیدند. در میانه ی راه از صحرای بزرگی عبور کردند. به دریای بزرگی هم رسیدند. و بادها همچنان می تاختند.. هوووو هووووووو هوو.وووو. هوووو هوووو هووو..

مردی حوالی ظهر تکه ابری را می بیند.. ساعتی بعد ابرها شروع به باریدن می کنند. می بارند گویی که آسمان جایی برای خوشی هایشان نگذاشته است. گریه های آنها زمین روستا را خوشحال میکند. کودکی می خندد. صدایی جز هق هق ابرها شنیده نمی شد.. زار زار اشک می ریزند.

ابرهایی می بارند و عمرشان تمام می شود. و ابرهای دیگر که می مانند.. در قافله ای که می رود جای دیگری را سر سبز کند.. و عطر شادی پخش کند همسفر می شوند. و همچنان به راه خود ادامه می دهند… … …

تصاویر زیر لحظات باریدن باران سر راه این ابرهاست.

 

 

 

پی نوشت : تصاویر دیگه ای بودن.. فوتوشاپ بیمار مجال نداد.

برچسب‌ها: باران, فوتوشاپ, اینجا بندوست, بندو, روستای بندو

بازتاب از سایت

نظرات (14)

  • جوینده

    |

    سلام

    در بازگشت از سفری که به قشم داشتیم … از شهر شما گذشتیم .. دقیقا بعد از بارون ..

    فوق العاده بود


    سلام. خوش اومدید. بازم سر بزنید.

    پاسخ

  • دانستنی های من ...

    |

    سلاااااااااااام دوست مهربون

    مثل همیشه آپات عااااااااالیه 😉 عکسای قشنگین

    ولی اون عکس آخریه نکنه خودت آب دادی 😛 😛 😉 واقعا زیبا بودن

    اینجا هم خیلی بارون آومد..حداقلش این هوای غباری رو تمیز کرد..خدا رو صد مرتبه

    شکر 🙂


    پاسخ

  • ساحل

    |

    سلام دوست عزیز

    منتظر حضور گرم شما در وبلاگ آزادی قلم /ناخدا هستم

    اسم شما را جز شرکت کنندگان در جشنواره آشپزی قرار دادم امیدوارم به شما بزرگوار بر نخورد 🙂

    لطف کنید من را از نظرات خوب و ارزنده خود تان مستفیض فرمائید

    پاسخ

  • سهیلی

    |

    سلام خوبید عالی می نویسی ها ما خبر نداشتیم…


    سلام.. مرسی / لطف دارین.. فک کنم بقیه ابرا به شهر شما هم سلام کردن..

    پاسخ

  • مرجان دریا

    |

    سلام

    عکس ها گویای این واقعیت اند که زمین تشنه و بی تاب باران بود و ما مردمان نیز تشنه تر و مشتاق تر..

    موفق باشی


    سلام. به امید بارونوای دیگه و ابرای پر امید دیگه هم برای زمین و هم برای ساکنین این دیار

    پاسخ

  • حجت عبدالهی

    |

    به سلامتی نعمت خدادای انشاله همیشه بارون بیاد


    سلام. خوش اومدی..

    پاسخ

  • وبلاگ دانش آموزان بخش عسلویه

    |

    خونه ساختیم و به جای دیگه کوچیدیم. دعا کنید بارون و برف نیاد خونه ی ما نوسازه و هنوز سقفشو کامل نریختیم.
    آدرس سایت هم در آخرین مطلب وبلاگ دانش آموزان موجوده.

    پاسخ

  • صبا

    |

    لطفا بگید با چه اسمی شما رو لینک کنیم؟؟؟
    به امید بارون های بیشتر


    لطف کردی.. اینجا بندوست!

    پاسخ

  • صبا

    |

    منو با اسم چرت و پرت بلینک 😛 😉
    آخه میخوام از همون اول صادق باشم که الکی کسی متوقع نشه و خلاصه همه بدونن وبلاگمون چرت و پرت دیگه 😎

    پاسخ

  • جوینده

    |

    به کجا خوش اومدیم و به کجا باز سر بزنیم ؟ وبلاگتون … یا شهرتون ؟ 🙂


    به وبلاگم خوش اومدی …
    هم به وبلاگ و هم به شهرمون سر بزنید 🙂

    پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

روستای بندو در جنوب کشور و در استان بوشهر و هم مرز با استان هرمزگان واقع شده است. جمعیت این روستا بیش از 700 نفر می باشد که همه ی ساکنین آن به زبان عربی صحبت می کنند.
این سایت برای معرفی داشته های روستا و شهرستان عسلویه ، انتشار اخبار و فعالیت های جوانان این منطقه راه اندازی شده است.
از افتخارات سایت به کسب رتبه برتر در جشنواره ملی جوان ایرانی می توان اشاره کرد.