شورای مرکزی انجمن اندیشه ورزان برنا

Bando . نوشته شده در دسته‌بندی نشده 190 نظرات 25

صبح علی الطلوع بيدار مي شوم هنوز آفتاب نزده..صبحانه مثل هميشه خوشمزه و ديدني.

بچه ها زنگ ميزنند و هماهنگي مي کنند براي رفتن به جلسه ي انتخابات.. انتخابات شوراي مرکزي انجمن انديشه ورزان برنا.

يکی موتورش بنزين ندارد يکي پنجر است و يکي اصلا” موتور ندارد.

خلاصه از راه دور يکي مي آيد و با هم مي رويم.موتوري با تمام وسايل و تجهيزات يک موتور ايده آل. زين ، موتور ، دنده ، فرمان و… !(بماند)

موتور سر راه نفسهاي آخرش را مي زند.بنزين ندارد! حالا موتور بيار و …. بار کن.

 از اين صحنه که بگذريم به مسجد جامع محل تشکيل جلسه مي رسم.مسجد جامعي با چندين موتور و چند ماشين و اتوبوس جلوي در آن.وارد مسجد مي شوم.کلاسهاي دار القرآن داير است. حدود ۲۰ الي ۳۰ نفر قرآن به دست دارند قرآن را ياد مي گيرند. به آن گوشه ي مسجد مي روم.سلام مي کنم و مي نشينم.

بعد از مدتي ، انتظار به سر رسد و واقعا” انتظار به سر مي رسد. انتظار دور هم جمع شدن و انتظار تشکيل مجمع عمومي. خلاصه با همه ي کمي و کاستي ها مراسم اوليه شروع مي شود.قرآن را تلاوت مي کند آن يکي!

وقت راي گيري براي انتخابات بود. ياد هرچي انتخابات است مي افتم. استرس جام جهاني و ضربات پنالتي هم کار خودش را کرده بود.

 خانمهايي که بيشتر بودند از آقايون.در اينگونه مناسبتها هميشه خانمها بيشتر بوده اند و هستند که جزئي از روزگار شده.و کارش نمي شود کرد! خلاصه به راي گيري ميرسيم و ما منتظر شمارش آراي اخذ شده.۱۵ نفري کانديد بودند. يکي بعد از ديگري اسمش خوانده مي شد و جلوي اسمش خطي کشيده مي شد..

 ضربات پنالتي هم در اينجا کم مي آورد. بعد از شمارش آرا و معلوم شدن شوراي مرکزي ، با دوستان سوار موتوري ديگر ميشويم و مي آييم.

نظرات (25)

  • داستانهای واقعی

    |

    سلام
    خوب از خجالت موتورم در اومدی…………. 🙂
    نوشته ات هم واقعا زیباست
    چرا این همه تواضع؟ چرا نگفتی به عنوان عضو اصلی شورای مرکزی انتخاب شدی؟
    😉
    می دونم فقط برای خدا کار می کنی ولی بگو ما بدونیم با کی طرفیم……..
    به فکر یه جلسه قبل از ماه رمضون باش……

    پاسخ

  • روژان

    |

    salam khoob hastid
    mamnoon ke be webe ma sar zadid
    bazam biyaiid 🙂

    پاسخ

  • احسن احمدی

    |

    سلام اقای محمدی ممنونم ازلطف شمابازم به من سربزنیدخوشحال می شوم یاعلی

    پاسخ

  • یوسف.فوتبال در چاهمبارک

    |

    سلاااام..سلامی به گرمی آفتاب و به زیبایی مهتاب وبه قشنگی وبلاگت….در میان لابه لای لحظه ها دنبال آرامش میگشتم….ثانیه ها میگذشتند ومن دنبال خوشبختی میگشتم…غافل از اینکه خوشبختی همان لحظه بود که گذشت

    پاسخ

  • یوسف.فوتبال در چاهمبارک

    |

    محمد صادقی {خبرنگار} :: منصور جان تو خیلی طرفدار داری ..میخوام یه سوال بکنم یادت باشه جوابتو طرفدارات میخونن… آیا با یه نگاه میشود عاشق شد؟؟؟؟
    سلطان خواننده ها منصور::::: با یک نگاه وسوسه میشویم اما عاشق نه..
    محمد صادقی:::پس نظرت راجب آنهایی که میگویند با یک نگاه عاشق شدند چیست:::
    منصور::::آنها با یک نگاه عاشق نشدند.بلکه عاشق یک نگاه شدند…
    محمد صادقی: منصور جان میشه سه لحظه از زیباترین لحظات زندگی ات را بگویی::
    منصور::: الان شام خوردم و تلویزیون دیدم ودارم باشما مصاحبه میکنم…هر لحظه که از زندگیمان میگذرد باید زیباترین و قشنگترین لحظه باشد

    پاسخ

  • آریا

    |

    سلام دوست عزيز وبلاگ جالبی داری واقعاً لذت بردم خوشحال ميشم اگه به وبلاگ من هم سر بزنی
    و با من تبادل لينک کنی لطفاً اگر خواستی من را با اسم
    aria1375
    لينک کن .
    من هم خوشحال ميشم که با تو همکاری کنم.
    راستی اينم آدرس وبلاگ من:
    http://www.aria1375.blogfa.com
    اگر خواستی من تو را لينک کنم به وبلاگم بيا و در نظرها بنويس که من تو را با چه اسمی لينک کنم

    مرسی
    😛 😛 😛
    😛 😛 😛

    پاسخ

  • یوسف.فوتبال در چاهمبارک

    |

    اگه جای استرس ضربات پنالتی به فکر بنزین موتورت بودی بهتر بود 😉

    ولی انصافا باحال مطلب مینویسی..دمت گرم خوشم اومد…
    راستی از تورینو هم بدتره…شش نفر از چاهمبارک چاقو خوردند

    پاسخ

  • سام

    |

    تو هم موفق باشی

    پاسخ

  • رضا

    |

    نوشته هات خیلی قشنگن واقعن عالی هستن امیدوارم موفق باشی

    پاسخ

  • جامعه ی مجازی دانش آموزان ایران

    |

    آره خانوما بیشترن همیشه اما …!هییییییییییییییی!

    راستی نظرت چیه؟
    گفت و گوی دونفره ی جامعه ی مجازی دانش آموزان ایران و گروه تخریب مدرسه!
    منتظرممممممم

    یاعلی

    پاسخ

  • داستانهای واقعیmjk

    |

    به روزم با مطلب(مسلمان شدن هنريك برودر المان رو لرزاند…………….)
    سر بزن

    پاسخ

  • جوانان زبار

    |

    مرسی مطالب جالبی دارید
    موفق باشید


    سلام. مطلب شما هم جالب و خواندنی بود.دستتون مرسی دوستان

    پاسخ

  • یوسف.فوتبال در چاهمبارک

    |

    کجایی..تبریک میگم به بندویی ها…تساوی مقابل پرسپولیس چاه مبارک نتیجه ی خوبیه براتون….ما دروازبان نداشتیم..اول دو هیچ پیش افتادیم..اگه بدونی دروازه بانمون یه پسری بود که فقط تو لیست بود به عنوان هافبک…یه پسر ۱۷ ساله…اصلا تا حالا تو عمرش تو هیچ مسابقه ای بازی نکرده…دروازه بانمون به بازی نرسید چاره ی دیگه ای نداشتیم


    پرسپولیس تیم خوبیه. و خوبتر اینه که ما تونستیم مساوی کنیم
    اینجا بعد از برگشت چقد شادی کردن… بوووووزلا داشتن و شلوغ می کردن.منم تبریک میگم.
    راستی از اومدنت مرسی

    پاسخ

  • دختر مهتاب

    |

    سلام
    بسرعت سر زدم…
    چقدر خوبه که تو این دنیا آدمای مختلف از جاهای مختلف با هم آشنا می شن…
    در مورد وبلاگتون نظر نمی دم چون کامل نخوندمش اما پست آخرتون خوب بود…
    موفق باشید

    پاسخ

  • دختر مهتاب

    |

    خب یه چرخ تو وبلاگتون زدم…
    باورم نمی شه تو روستایی که من تا حالا اسمش رو هم نشنیده بودم همچین اتفاقایی بیوفته و جوونا و نوجووناش انفدر خوش فکر باشن…
    امیدوارم همچنان پر افتخار بمونید

    پاسخ

  • سمیرا

    |

    آفرین به خانمهای فعال روستاتون
    از همینجا دستشونو میبوسم

    پاسخ

  • آنیتا

    |

    سلام
    از اینکه اومدی ممنون

    شمام خوب می نویسی.دو تا از پستات رو خوندم
    سعی می کنم بقیه رو هم سر فرصت بخونم
    ناب باشی

    پاسخ

  • علی سالمی

    |

    سلام داداش انتخاب شایشته شما از طرف جشواره جوان تبریک وتهنیت میگم .شرمنده اگه چندمدت به وبلاگ سرنزدم .مطالبی که نوشتی واقعا جالبه وزیباست امیدوارم بتوانیم با همکاری باهم در هر زمینه در پشرفت روستا سهیم باشیم .موفق و سربلند باشی

    پاسخ

  • جوانان روستای بندو

    |

    سلام صمد جان چندتا از بروبچه خونمون بودیم گفتن یه عرض ادبی به شما کنیم بابت تمام زحمات ورساندن بندو به عالم ارتباطات متشکریم ما جوانان روستا نه تنها برای ترقی روستا میکوشیم بلکه حاضریم روح مان را فدای این روستا کنیم .


    علیکم السلام-
    موفق باشید دوستان عزیز

    پاسخ

  • ورزشکاران روستا

    |

    سلام جناب آقای محمدی تاریخچه فوتبال بندو باهمکاری جوانان تهیه شده اگه لطف کنی توی وبلاگ جا بزاری ممنون میشیم .


    سلام-
    حتما

    پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

روستای بندو در جنوب کشور و در استان بوشهر و هم مرز با استان هرمزگان واقع شده است. جمعیت این روستا بیش از 700 نفر می باشد که همه ی ساکنین آن به زبان عربی صحبت می کنند.
این سایت برای معرفی داشته های روستا و شهرستان عسلویه ، انتشار اخبار و فعالیت های جوانان این منطقه راه اندازی شده است.
از افتخارات سایت به کسب رتبه برتر در جشنواره ملی جوان ایرانی می توان اشاره کرد.