پاریس کوچولو

Bando . نوشته شده در دسته‌بندی نشده 260 نظرات 10

پاریس کوچولو اندر خوابها سلام

احساس شعر من در قابها سلام

بر مردم والا وبا صفای این دیار

به شوری این رود و آبها سلام

 

به آفتابهای تابان پشت ابر

به آن کبوتر روی بامها سلام

به عطر کاه گل قبل از مطر

به تو و شیرین کامها سلام

 

بندو یک عشق و یک وطن

به دریای آرام نامها سلام

گر هرچه گویم من کم گفته ام

بندویت را تو فریاد زن بی کلام..

 

نظرات (10)

  • آلوفى

    |

    پريدن

    زیباست سمت باغ خیالت پریدنم

    تا در پرند ماه بیایی به دیدنم

    مست آن چنان که چرخ زنان با تو سر دهم

    در گوش عرشیان غزل پر کشیدنم

    مست آن چنان که دست برم در مدار ماه

    آن گاه بنگری تو به آیینه چیدنم

    دستی تکان دهید پری های ناگهان

    مفتونِ عاشقانه دریا شنیدنم

    هر شب کنار پنجره تا صبح دیدنی است

    در پرنیان خاطره هایت خزیدنم

    تا مشق دوست داشتنی بی نشان کنم

    حسرت به دوش جرعه ای از خود رمیدنم

    یک ذره مهربانی ات این روزها نماند

    یا آفریده ماند برای ندیدنم

    قفس برای پرنده هاست
    اما کدامين پرنده قفس را دوست دارد
    من پرنده نيستم
    اماسال هاست که دلم
    درقفس تنهايی محبوس است
    دستی کو تا اين قفس را بگشايد
    وپرواز رابرمن بياموزد؟

    پاسخ

  • آلوفى

    |

    سلام

    و من مي خوام بعضي وقتا اينجا برات نامه بنويسم
    اينجا بنويسم كه خيلي دوست دارم
    بنويسم كه من هميشه حست مي كنم
    و بگم كه تو اونقدر بزرگي كه من حتي نمي تونم بهش فكر كنم
    و بگم اونقدر برام عزيزي واي عجب عزيزي و
    مي دوني با هر كي حرف نزنم با تو نمي شه حرف نزنم
    هميشه يه عالمه حرف براي گفتن باهات دارم
    و تو اونقدر سريع جوابمو مي دي كه من
    بيش از بيش به داشتنت افتخار مي كنم
    تو تنها كسي هستي كه با مني
    تو تنها كسي هستي كه بيشتر از من با مني
    و من به تو هميشه نياز دارم
    هر لحظه بيشتر از قبل
    و هر روز اميد وار تر از قبل
    اينقدر دوستت دارم كه براي از دست ندادنت هر كاري بگي مي كنم
    من اصلا هميشه منتظرم كه تو يه چيزي
    بگي منم انجام بدم
    مي خوام جبرانه اينهمه خوبياتو بكنم
    ولي مي دونم نمي شه
    نمي خواستم اينهمه مزاحمت باشم
    گرچه مي دونم تو هم منو دوست داري
    ولي قول مي دم زود زود برات نامه بنويسم
    راستي مي دونم مستقيم ميرسه به دست خودتت
    ولي براي اطمينان بيشتر
    مي نويسم
    برسد به دست
    تنها خداي خوبم يگانه آفريننده مهربانم
    دوستت دارم
    از طرف يه بنده ي كوچولوي و زميني و مهربونت
    🙂

    پاسخ

  • آلوفى

    |

    من / عشق

    پاك يعني

    سرزمين لحظه

    يعني بيداد

    عشق من

    باختن عشق

    جان يعني

    زندگي ليلي و

    قمار مجنون

    در عشق يعني … شدن

    ساختن عشق

    دل يعني

    كلبه وامق و

    يعني عذرا

    عشق شدن

    من عشق

    فرداي يعني

    كودك مسجد

    يعني الاقصي

    عشق / من

    عشق آميختن افروختن

    يعني به هم عشق سوختن

    چشمهاي يكجا يعني كردن

    پر ز و غم دردهاي گريه

    خون/ درد بيشمار

    عشق من

    يعني الاسرار

    كلبه مخزن

    اسرار يعني

    پاسخ

  • y.gh

    |

    بچه برو درس هایت را بخون این کارا چیه!!!!!!!!!

    ضمنا خریدن موتور جدید را به شما تبریک میگم . امیدوارم به هدف متعالیت که شکوفا کردن کوچه پس کوچه های و خیابونهای بندو برسی ، و با رانندگی جالبت چشم های اهالی روستا را نوازش دهی …. آمین

    پاسخ

  • الوافی

    |

    به نام خداوند عشق

    بــــازمــیخــوام هـیـچی نگــم بـــازم مـیخوام سـکوت کـنم

    بــــازم مــیخـوام فــقــط بــرم مـیـخــوام بـــرم از هـمـه جا

    بـــازم مـیخـوام فــریـاد بـزنم از تـــــه دل داد بــزنــــــم

    بــــازم میـخـوام کـه نــشـنـوم حـــرفــای مــردم و مـــیـگم

    بـــزار هــمـه بـه هــم بــگــن کــه مـن دیــگــه د یـونـه ام

    بــازم مـیـخوام سکـوت کــنـم بــازم مـیخوام ساکت باشم

    امـــا دیــگـه چـــه فـــایــده ای میـخوام نـگــم کـه من چــیـم

    یــا واسـه چـی شـعـر مــیـگـم یــا از کـجـا دل شکـسـتـه ام

    امـــا مــن و یـــه عــــالـمـه یـه عالـمـه حـرف بـی دقـدقـه

    کـه مــن خــودم دیـگـه چـیـم بــزار هــمـه قــاضــی بــشـن

    واســـه دلــم حـکـمـی بـدن اونــــا ی کــه امــیــد مــیــدن

    واســـه دلـــــم شـعـــار مـیـدن هـــــمـه مـیـگـن کـه دل چـیـه

    عـــاشــق و مـعـشـوق چـیـه اونــــا مـیـــگــن دنـیـا چـیـه

    اونـــا هـمـش شـعـار مـیـدن مـیـخـوان بـگـن کـه عـاقـلـن

    مـیـخـوان بـگـن کـه مــن کـیـم یــا واسـه چـی یه عـاشـقـم

    امـــــــــــا مـــنـم یــه ادمــــــم مــیخـوام بــگـم کـه عاشـقـم

    اره بــــــزار هــمـه بــــــگــن کـــه مــن دیـگـه دیــونــه ام

    پاسخ

  • الوافی

    |

    بارن میبارد!!باران

    اما چه فایده که همه گریزان هستن از او

    ان هم در هوای زیبایی پاییزی

    که هر کس را وسوسه زیبایی خود می کند

    وسوسه این که دل عاشقی را زیباتر کند

    ولی اما چه حیف؟؟!!

    همه در فکر گریز از باران

    و من در فکر بارانی شدن

    با قدمهایم به استقبال باران میروم

    و من خود را در تک تک قطره ها

    اب میکنم و خود را بارانی میبینم

    اری من نیز بارانی میشوم

    و جنس تن خود را بارانی میبینم

    اما بسیار دلگیرم از قدمهایم

    که مرا یاری در هم قدم شدن با باران نمی کند

    و مرا با صدای خش خش باران هم ساز نمی کند

    چه حیف میشود در زیر باران نبودن

    و احساس ارامش نکردن در فضای پاک ان

    چه حیف از بی نصیب بودن از ان حال و هوا

    ویا قدم نزدن در ان احساس زیبا

    و تفکر نکردن به اشک های شیشه ای

    که بر روی شیشه روان می شود

    اما چه زیبا و بی صدا می گریند شیشه ها

    چه زیبا؟؟چه زیبا؟؟چه زیبا؟؟

    که شیشه دل هر کس روزی خواهد گریست

    روزی نه تنها دور بلکه روزی نزدیک

    ان هم بی خبر خواهد امد

    اما به خاطر چه کسی باشد مهم است

    پاسخ

  • الوافی

    |

    در کنارم بنشین تا من نیز به تو تکیه کنم

    وبوی شبنم صبحگاهی را در تو جستجو کنم

    و به دشتهای زیبای دوستی با هم بنگریم

    وبه تمامی زیبایهای دنیا لبخند زنیم

    لبخندی زیبا و به یاد ماندنی و شیرین

    و گل عشق را با تمام زیبا یهایش بنگریم

    ودر کوچه باغ اقاقیا شبی را به صبح رسانیم

    و در ان شب بی همتا شعری را از حفظ کنیم

    که تا عمر داریم عشقمان را فراموش نکنیم

    وهر گز فراموش نکنیم که ما مرغ عشقیم

    و مرغ عشق نیز بدون معشوقش زنده نیست

    بیا تا صبح جام می و پیمان در دست گیریم

    تا که از لب لعلمان جان تاز ه ای گیریم

    ودر سرمای شبانه این شب زمستانی

    با در اغوش گرفتن یکدیگر بفهمیم

    که چه شب پر از مهر و صفاییی داریم

    و فراموش نکنیم که ما دیگر در زمین نیستیم

    بلکه در اسمان ودر پیش ملائکه خدایم

    ودر اسمان نیلگون عشقمان فرشتگان خدایی هستند

    چرا که ما دیگر به معنی والای عشق خدایی رسیده ایم

    به معنی هزاران معنی عاشق شدن رسیده ایم

    پاسخ

  • الوافی

    |

    ادما از ادما زود سیر میشن

    ادما از عشق هم دلگیر می شن

    ادما رو عشقشون پا می ذارن

    ادما ادمارو تنها می ذارن

    منو دیگه نمی خوای خوب می دونم

    تو کتاب دلت اینو می خونم

    یادته اون عشق رسوا یادته

    اون همه دیوونگی ها یادته

    تو میگفتی که گناه مقدسه

    اول و اخر هر عشق هوسه

    ادما اخ ادمای روزگار

    چی میمونه از شماها یادگار

    دیگه از بگو مگو خسته شدم

    من از اون قلب دو رو خسته شدم

    نمی خوای بمونی توی این خونه

    چشم تو دنبال چشمای اونه

    پاسخ

  • الوافی

    |

    ادما از ادما زود سیر میشن

    ادما از عشق هم دلگیر می شن

    ادما رو عشقشون پا می ذارن

    ادما ادمارو تنها می ذارن

    منو دیگه نمی خوای خوب می دونم

    تو کتاب دلت اینو می خونم

    یادته اون عشق رسوا یادته

    اون همه دیوونگی ها یادته

    تو میگفتی که گناه مقدسه

    اول و اخر هر عشق هوسه

    ادما اخ ادمای روزگار

    چی میمونه از شماها یادگار

    دیگه از بگو مگو خسته شدم

    من از اون قلب دو رو خسته شدم

    نمی خوای بمونی توی این خونه

    چشم تو دنبال چشمای اونه

    پاسخ

  • بیمار

    |

    از کسی حرف میزنن که عیبی در وجودش هست ولی تو …………..

    پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

روستای بندو در جنوب کشور و در استان بوشهر و هم مرز با استان هرمزگان واقع شده است. جمعیت این روستا بیش از 700 نفر می باشد که همه ی ساکنین آن به زبان عربی صحبت می کنند.
این سایت برای معرفی داشته های روستا و شهرستان عسلویه ، انتشار اخبار و فعالیت های جوانان این منطقه راه اندازی شده است.
از افتخارات سایت به کسب رتبه برتر در جشنواره ملی جوان ایرانی می توان اشاره کرد.